اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتوگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
عمر خیام
و اما :
تنها خوشبخت بودن!
اما چه رنجی است لذتها را تنها بردن،
و چه زشت است زیباییها را تنها دیدن،
و چه بدبختیی آزاردهندهای است، تنها خوشبخت بودن!
در بهشت تنها بودن، سختتر از کویر است..